۱۱ از این رو، یهودیان هنگام عید به دنبال او میگشتند و میگفتند:
۱۲ مردم بین خود در مورد او صحبتهای بسیاری میکردند.
برخی میگفتند: «او مرد خوبی است.»
برخی دیگر میگفتند: «خیر، او مردم را گمراه میکند.»
۱۳ البته، به دلیل ترس از یهودیان


هیچ کس آشکارا در مورد او صحبت نمیکرد.
۱۴ نیمی از ایّام عید گذشته بود.
آنگاه عیسی به معبد رفت و به تعلیم دادن پرداخت.
«چطور این مرد که در مدارس دینی*
آموزش ندیده است، چنین دانشی از نوشتههای مقدّس* دارد؟»
ازگفتن این سخنان آنجا را ترک کرد و خود را از آنان پنهان ساخت.
۳۷ اما با این که معجزاتی* بسیار در حضور ایشان به ظهور رسانده بود،
۳۸ به این ترتیب، کلام اِشَعْیای نبی به تحقق رسید که گفت:
«ای یَهُوَه،* کیست که به پیام ما* ایمان آورده باشد؟
با این همه، بسیاری از بزرگان نیز به عیسی ایمان آوردند،
اما از ترس فَریسیان و برای این که از کنیسه اخراج نشوند،
۴۳ زیرا بیشتر دوست داشتند، رضایت مردم را جلب کنند تا رضایت خدا را.*

۳۴ مردم در مقابل به او گفتند:
«ما از شریعت شنیدهایم که مسیح تا ابد میماند.
پس چطور است که میگویی پسر انسان باید بالا برده شود؟
۳۵ عیسی به آنان گفت: «نور تا اندک زمانی دیگر در میان شما خواهد بود.
تا زمانی که نور را دارید، راه بروید تا تاریکی بر شما غلبه نیابد.
کسی که در تاریکی راه میرود، نمیداند به کجا میرود.
به نور ایمان بورزید تا پسران نور شوید.

۴۵ پس بسیاری از یهودیانی که نزد مریم آمده بودند و آنچه عیسی کرد دیدند، به او ایمان آوردند.
۴۶ اما شماری از ایشان نیز نزد فَریسیان رفتند و آنچه عیسی کرده بود، به آنان گفتند.
۴۷ از این رو، سران کاهنان و فَریسیان، اعضای سَنهِدرین* را جمع کردند و گفتند:
«چه کنیم؟ این شخص معجزات* بسیاری به ظهور میرساند.
۴۸ اگر او را همچنان به حال خود بگذاریم، همه به او ایمان خواهند آورد
و رومیان آمده، هم معبد* و هم قوم ما را تصاحب خواهند کرد.
![]()