خانه عناوین مطالب تماس با من

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

دسته‌ها

  • حسام الدین شفیعیان-عکاسی 1307
  • حسام الدین شفیعیان-فیلمبرداری 108
  • حسام الدین شفیعیان-عکس شخصی 85
  • امام حسین (ع) 5
  • محمد جواد شفیعیان 5
  • گوناگون 37
  • حسام الدین شفیعیان-کتاب فانوس 23
  • حسام الدین شفیعیان 122
  • حضرت داوود (ع) 28
  • یوحنا 8
  • عیسی مسیح 58
  • آهنگ و عکس 35
  • 1 90
  • ✝مسیحیت✝ 27
  • دیوان اشعار حسام الدین 8

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • آخرین یادداشت خوش آمدید
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • پیامبر دروغین
  • This Man Claims He Is Jesus Christ Reincarnated
  • The Last Testament: Jonas Bendiksen chronicles seven men who claim to be the Messiah

بایگانی

  • آبان 1400 1947

جستجو


آمار : 5637 بازدید Powered by Blogsky

تعریف منجی در اسلام-امام زمان (عج)

1-متولد 255 در شهر سامرا-عراق.از 5 سالگی بعد از  حضور در خاکسپاری پدرش امام حسن عسگری (ع) دیده نشده و در غیبت به سر میبرد تنها در مراسم خاکسپاری دیده شده است.و قبل آن به اصحاب امام عسگری. مادر امام زمان نرجس خاتون که نسبش به شمعون حواری عیسی مسیح میرسد.

2-در بازارها  راه میرود و در فرش های آنها قدم میگذارد اما او را نمیشناسند تا زمانی که اجازه ظهور به او از سمت خدا داده شود.

3-طبق اعتقاد شیعیان 1185 سال سن دارد اما چون جوانی بین 30 تا چهل ساله بر اساس احادیث شیعی هست.

4-بردن نام اصلیش منع شده است و زمان غیبت او مثال خورشید که در پس ابرها پنهان باشد.

5-اصحاب دارد همچون افرادی که جزو هسته 313 هستند مثال سید خراسانی .شعیب .سید یمانی. نفس زکیه و...

6-با نام هایی چون صاحب الزمان -سید مهدی.و نامی مخفی که همنام پیامبر اسلام یا تمثال امام علی تطبیق میدهند شبیه ترین فرد به پیامبر و امام علی از نظر اخلاقی از وجه بازار راه میرود و  در تفاسیر دابه الارض که همچون دابه که نام آن را پیامبر اسلام به امام علی  گفت.جنبه خصوصیات اخلاقی و شباهت به دو نفر دارد. و انتقام گیرنده از خون سید الشهدا امام حسین شناخته میشود.بنابر این گفته شده در زمان ظهورش همه شوکه میشوند و میگویند این آقا را ما میشناختیم در فلان بازار مجلس و... آمده بود و امورات شناختی دیگر که گفته اند زیاد تجسس نکنید زیرا  این منع را از اسرار غیبت میدانند.یعنی ریز آن را.و امورات دیگر که امام را مثال کسی که رد پایی از خود برجای نمیگذارد و کارها و افراد را جمع در کار گروهی میکند و مثال غیبت آن را بدون انجام کار نمیدانند و کار زیاد که در پنهان میکند و زمان ظهورش را که شخصی که در سن بسیار زیاد اما جوان هست. و باز جایی گفته شده امام حسین و یارانش ظهور میکنند یعنی رجعت و امام معرفی میکند و اجل امام میرسد و امام حسین خاکسپاری میکند  امام زمان را و باز جایی از حکومت او و سخاوت و  عدالت او گفته شده مباحث تحقیقی زیاد هست در میان منجیان در ادیان.

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 10 آبان 1400 ساعت 07:25
0 نظر

بازگشت دوم مسیح

طبق گفته جان آر رایس، مبلغ باپتیست، زنده شدن عیسی مسیح بخشی از نقشه نجات و رستگاری با کفاره گناه انسان بود.[۴]

گرچه رستاخیز یک واقعه تاریخی بود که با نشانه قبر خالی و برخورد رسولان با مسیح در حال قیام قابل تأیید بود، اما همچنان به شکل رمز آلود و ایمانی به عنوان چیزی فراتر از تاریخ باقی مانده‌است.[۵]

ظهور دوم یا پارورستاخیز عیسی مسیح یک ایمانِ مسیحی است که در آن عیسی مسیح به‌طورِ معجزه آسایی در روزِ یکشنبه و پس از اینکه در روزِ جمعه به صلیب کشیده شده و اعدام شد به زندگی بازگشت. این اصل، اصلِ ایمان مسیحی و الهیاتِ مسیحی و بخشی از مرامنامه نیسن است: بر اساس کتاب، در روزِ سوم وی دوباره برخادر الهیات مسیحی، مرگ و زنده شدن عیسی مسیح از مهمترین وقایع، پایه و اساس ایمان مسیحی است و با عید پاک گرامی داشته می‌شود. برای مسیحیان، رستاخیز جسمی وی تضمینی برای زنده شدن دوباره همه مردگان مسیحی در هنگام بازگشت دوم مسیح است.[۳]

ست.[۱][۲] به زنده شدن عیسی مسیح بعد از مرگ، رستاخیز اول می‌گویند. البته برخی می‌گویند که از جمعه تا یک شنبه دو روز و اندی (و نه سه روز) است. ولی باید در نظر داشت که در آن زمان دو تا روز «شنبه» داشته‌ایم: «شنبه» و «شنبه متصل». مسیح پس از رستاخیز، ۴۰ روز میان شاگردان ماند.

پاروسیا[۱] در مسیحیت به پیش‌بینی ظهور دوباره عیسی برای بازگرداندن و گسترش صلح و درستی بر روی زمین[۲] است. این باور یا اعتقاد بر پایه مبحث نبوت در انجیل‌های شرعی است و بخشی‌از فرجام‌شناسی یا معادشناسی مسیحی است. پدیده ظهور در پیشبینی‌های دارای اعتقاد به منجی مربوط به کتاب مقدس عنوان شده‌است هرچند نظر در مورد شیوه و ماهیت فرا آمدن دوم عیسی در میان فرقه‌های مسیحی و در میان مسیحیان فردگرا متفاوت است اما در بین فرقه‌هایی همچون کلیسای مسیح قدیسان آخرالزمان و بنا بر نوشته انجیل یوحنا جزو باورهای اصلی بشمار می‌رود.[۳]

آیا بین ظهور و آمدن دوم مسیح تفاوت وجود دارد؟ بر طبق برخی از محققان کتاب مقدس، کتاب مقدس نبوی از دو رویداد جداگانه و متمایز سخن می گویند - ظهور کلیسا و آمدن دوم عیسی مسیح.

  • ظهور دوم عیسی مسیح، امید ایمانداران به این حقیقت است که خدا همه چیز را تحت کنترل دارد و به وعده ها و پیشگویی هایی که در کلامش است وفادار می باشد.

Page navigation

ظهور دوم مسیح توسط انجیل توسط خود عیسی و همچنین کتاب مکاشفه ، نامه دوم پطرس و حتی عهد عتیق وعده داده شد. در متی 24 ، عیسی به شاگردان خود گفت که هیچ کس جز خدا در بالا نمی داند که این روز کی فرا می رسد 

روایات مختلف درباره ظهور دوم از نویسنده ای به نویسنده دیگر متفاوت است ، اما تام مایر ، استاد مطالعات کتاب مقدس در کالج کتاب مقدس شستا و مدرسه کارشناسی ارشد در کالیفرنیا ، ایالات متحده ، معتقد است که همه آنها به یک نتیجه می رسند ، البته از زاویه کمی متفاوت.

از دیدگاه پیتر ، علائم قبل از ظهور دوم با علائم قبل مقایسه می شود.

پیتر همچنین هشدار می دهد که ظهور پادشاهی مسیحیت در روزهای پایانی با تمسخر و تمسخر روبرو خواهد شد 



حسام الدین شفیعیان دوشنبه 10 آبان 1400 ساعت 06:52
0 نظر

سوشیانت

سوشینت سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، رایان و دانا) رهایی‌بخشی است که در دین زرتشت یا مزدیسنا، منجی نهایی زمین به‌شمار می‌رود. در گاهان این صفت چند بار برای زرتشت آمده؛ اما در دیگر بخش‌های اوستا صفت یا عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان (اخوشیت ارت، اخوشیت نم، اَستَوت اِرِتَ) و به ویژه سومین آنهاست که نام او «استوت ارت» (Astavt Eretah) است. (استوت ارت، هوشیدر و هوشیدر ماه)

در کتب کهن زرتشتی آمده که با ظهور این موعود زرتشتی، جهان پر از عدل و داد شود و نظم نوینی برپا شده، ظلم و ستم از بین می‌رود. پس از ظهور وی همه مردم متدین خواهند بود و دوستی و مهربانی را پیشه خود خواهند ساخت؛ و از آن جا که مردم، گوسفندکشی و گوشت‌خواری را به کنار می‌گذارند نیروی آز کم می‌گردد. برکت زیاد می‌شود و گرسنگی از بین خواهد رفت. در زمان او سال‌ها ۳۶۵ روزه خواهند بود و کبیسه ندارند.

به وسیله دعای سوشیانت، «دیو آشموغ» که نمادی از شرک و گمراهی و دروغ است در خواهد گذشت و سوشیانت با کمک یاران خود به نبرد با اهریمن خواهد شتافت او پنج‌بار، یشت می‌کند که در هر یَشت او، یک پنجم اهریمنان، نابود خواهند شد. سوشیانت راه زرتشت را پیش می‌گیرد. در زمان او خوراک مردم، هفده‌سال از گیاهان است و سی‌سال از آب تغذیه می‌کنند و ده‌سال نیز خوراک مردم، مینوی است. پس از آن که سوشیانت، جهان را از نو کرد، فَرَشگرد (رستاخیز) انجام خواهد شد.

مسئله عقیده به ظهور مصلحی جهانی در پایان دنیا امری عمومی و همگانی است و اختصاص به هیچ قومی و ملتی ندارد. فکر ظهور یک رهایی‌بخشی که عدل و آسایش با ظهور آن در آخرالزمان به منصه ظهور خواهد رسید و عدل و برابری در سایه آن منجی شیوع خواهد داشت از جمله گزینه‌های ایمانی ادیان الهی و شعبه‌های غیر الهی است، همچنان که یهود بدان ایمان آورده و مسیحیت به برگشت عیسی معتقد است زردشتیان به آمدن بهرام و هندوان به رسیدن ویشنو و بوداییان به ظهور بودا و حتی مغول برای ظهور دیگر باره چنگیز خان به انتظارند. هم چنان‌که این اعتقاد در مصریان قدیم و کتاب‌های چینیان نیز یافت می‌شود. باور به موعود و منجی از خصایص اندیشه بشری است.[۱]

واژهٔ سوشیانت اسم فاعل ساخته شده با پیشوند -انت از مصدر آینده سو است.[۲] واژه «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سِئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده‌است. واژهٔ سوشیانت (سئوشینت) گاه به معنای «منجی» ترجمه شده‌است، اما این منجی، نجات دهنده از گناه و خطا نیست. این واژه به معنی «کسی که خیر می‌رساند» یا «خیر» است.[۳] در گات‌ها سه بار به صورت مفرد به کار رفته‌است. برخی بر این باورند که زرتشت این واژه را به تلویح برای اشاره به خودش به‌کار برده‌است.[۴] به معنی «سودبخش» یا «سودرسان» و در معنای گسترده، «رهاننده» یا «رهایی‌بخش» است در فروردین یشت، زامیادیشت، بندهش و جاماسب نامه از سوشیانت یاد شده و گفته شده که گرشاسب هم به عنوان یار سوشیانت ظاهر شده و در نوسازی جهان شرکت می‌کند.[۵]

در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آن‌ها می‌توان باورهای وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده‌است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسنا ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژهٔ سوشینت برمی‌خوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به‌صورت سوشیانس درآمده و منجی نهایی زرتشتی به‌شمار می‌آید. ست[۶] هم چنین از[۷] افزون بر تأیید مطلب، سوشیانت به صورت جمع آورده شده‌است و این یعنی که تعداد سوشیانت‌ها یکی نیست: ((... کی مزدا سپیدهٔ رخشان پیروزی جهان را برخواهد گرفت؟ کی رخشندگی آفتاب دین همه جا را تابان خواهد ساخت؟ کی سوشیانت‌ها فراوانی و زیادگی خواهند یافت تا از پرتو کار و کردارشان، دین گسترده شود. اینک سوشیانتی برای آموزش مردم برپاست و منم، زرتشت که پیرو تو هستم ای اهورا.

در توصیف سوشیانت در[۸] می‌آید که: ((کجایند آنانی که پرتو راستی وجودشان را فرا گرفته، که با نیرومندی برابر دیویسنان کینه جو ایستادگی کنند و به راستی ای مزدا، این چنین کسان‌اند رهانندگان، سوشیانت‌ها که برای به بار نشستن آیین با دیوان و دیوپرستان به پیکار برخاسته‌اند.

دانا بودن از ویژگی‌های سوشیانت است[۹] سوشیانت دارای فرکیانی بوده و در آخرالزمان ظهور کرده و نخست در کشوری به نام خونیرث که ایران در مرکزیت آن قرار دارد پادشاه شده و سپس بر تمام جهان چیره خواهد شد.

برپایهٔ یشت سیزدهم، بند ۶۲م :زردشت از روی زمین رخت بر نبسته و نطفهٔ بر جای مانده و آن را ۹۹۹۹۹ فروَشی نگاهبانی می‌کنند روزی؛ در هنگام به پایان رسیدن زمان، دوشیزه‌ای ازین نطفه بارور خواهد شد که بر تمام دشمنی دیوها و مردم پیروز خواهد شد.[۱۰] نام این دوشیزه اِرِدَت فِذری می‌باشد و از دو دوشیزهٔ دیگر به نام‌های «سروتَت فِذری» و «وَنگهوفِذری» نیز یاد می‌شود. این سه از نطفه زردشت بارور شده و سه موعود مَزدَیَسنان که آخرین شان سوشیانت است؛ از آن‌ها زاده خواهد شد. نام دیگر این رهایی‌بخش اَستوَت اِرِتَه می‌باشد که با ظهور وی، رستاخیز مردگان شروع شده و عمر جهان مادی به سر می‌رسد. این نام بخصوص (سوشیانت) برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود.

فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم که مزدا آفریده‌است، کارامد و چالاک است و سرآمد همهٔ آفریدگان محسوب می شوذ. زیبا و بسیار درخشنده است که اهورا مزدا بدان سوشیانت و همراهانشان را پدیدآورد، فرّی که از آن خداوند می‌باشد و آن را برآن سوشیانت و همراهان گماشت تا آنان جهانی نو بنیان کنند. جهانی همیشه تازه و جوان که پیری و بیماری و فساد در آن راه نباشد و همیشه جاودان می‌ماند، پس از آن که مردگان رستاخیر کنند و زندگان بی مرگ شود و چون آن سوشیانت به پیدایی و ظهور آید آرمان خویش روا و جهانی نو بنیان کند. درچنین جهانی که برپایهٔ اَشَه استوار است، جاودانگی برپا می‌شود، و دروغ دیگر باره به همان جایی رانده می وشد که از آن جا برای آسیب رسانیدن به راستی و گروندگان آن قیام کرده بود و نیست و نابود می‌گردد. زامیاد یشت کردهٔ چهاردهم :

فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم… هنگامی که اَستوَت اِرِتَه پدید می‌آید…

سوشیانش پیروزگر خوانده شده‌است. همچنین سوشیانت را آخرین مخلوق اهورامزدا دانسته‌اند. او به همراه خود فرّه کیانی را دارد[۱۸] و باچشم خود، از شش جهت تمام جهان را زیر نظر دارد. [۱۹] نهایت اینکه او به همه جهان سود می‌بخشد و به همه انسان‌ها و حیوانات بی‌رنجی عطا می‌کند.

اما برخی دیگر از کتاب‌های پهلوی می‌گویند که در این مدت، سوشیانت بر کشور مرکزی کشور حکمرانی می‌کند و شش‌یار او به نام‌های رَئوچَس چَئِشمَن، هوَرِچَئِشمَن، فرادَت خوارِنَه ویذَت خوارِنَه، وئُورو نِمه، وئُورو سوه به ترتیب بر سرزمین‌های اَرِزه (کشورغربی)، سَوَه (کشور شرقی)، فِرَدذَفش (کشور جنوب شرقی) ویدَ ذَفش (کشور جنوب غربی) وُروبَرِشت (کشورشمال غربی)، وُروجَرِشت (کشور شمال شرقی) حکمرانی می‌کنند و مجری فرمانهای سوشیانت خواهند بود.
در گاهان، «سوشیانت» چندین‌بار به صورت مفرد آمده‌است و در حقیقت، صفتی است که زرتشت به خود اطلاق می‌کند اما در یسنه ۴۵: ۱۱ او به صورت کسی است که اهریمن را ذلیل می‌کند.[۲] هم چنین در گاهان، سوشیانت به صورت جمع، بر زرتشت و یاران وی اطلاق می‌شود.[۳] در یسنه ۴۳: ۱۳ به کسانی هم که بر طبق فرمان اهوره مزدا و وجدان خود قدم برمی‌دارند نیز اطلاق شده‌است. در یسنه ۴۶: ۳ نیز سوشیانتها را راستاندیشانی می‌داند که هدفشان اهورامزداست و برای استواری جهان راستی تلاش می‌کنند و از آموزه‌ها و فرموده‌های اهورامزدا پیروی می‌کنند. در اوستای متأخر نیز نام وی دیده می‌شود. در «فروردین‌یشت» از سه منجی «اوخیشت ارت» (پرورانندهٔ قانون) «اوخیشت‌نمه» (پرورانندهٔ نماز) و «استوت‌اَرت» (فناناپذیر) آمده‌است. گاهی نیز واژه سوشیانت، به هر سه منجی اشاره دارد هرچند که این اسم، مخصوص منجی سوم است.[۴] در اوستای متأخر، واژهٔ سوشیانت به صورت مفرد آمده که مقصود از آن منجی آخرالزمان بوده‌است.

برپایه یکی از باورهای محلی در منطقه هامون، روزگاری در آینده زمانی که دوشیزه‌ای در آب دریاچه هامون آبتنی می‌کند، بارور شده و فرزندی از وی پدید می‌آید که همان سوشیانت است. نتیجه رسوب این باور را در رسوم قدیمی مردم روستاهای اطراف این دریاچه می‌توان دید که هر ساله در زمانی معین زیباترین دوشیزه روستا را با آیینی خاص به لب دریاچه برده و به آبتنی وامی‌داشتند. باور به ظهور یک منجی نهایی از جمله باورهای مشترک اکثر ادیان و مذاهب است.[نیازمند منبع]همچنین در برخی از منابع از سواحل آبهای کالن اوایه به عنوان زادگاه سوشیانت ذکر شده‌است. ظهور او در آخرالزمان رخ می‌دهد و با فر کیانی بر همهٔ جهان چیره خواهد شد.

در جاماسب‌نامه در این مورد آمده که: «آن‌گاه که زمان هشیدر فرارسد علاماتی پدید آید، نخست این‌که شب‌ها روشن‌تر از همیشه باشد. دوم این‌که ستاره هتورنگ جای خود را بگرداند و به سوی خراسان گراید. سوم این‌که مردمان به همدیگر نیک‌اندیش نباشند و درآمد آنان یکی از دیگری بیشتر باشد. چهارم اینکه مردمان پیمان‌شکن باشند و عهد را نپایند. پنجم این‌که فرومایگان زبردست گردند و نیکان و پرهیزگاران زیردست گردند. ششم این‌که نابکاران سرکار آیند و اهل دانش و خرد خانه‌نشین گردند. هفتم این‌که دیو آز ستمکارتر باشد. هشتم اینکه جادویی در آن زمان رواج یابد. نهم این‌که حشرات مضر و چهارپایان شروع به زیان رساندن کنند. دهم این‌که بدخواهان دین بهی و دشمنان ایران و مخالفانش شروع به تمسخر دانشمندان و روحانیون دین ایران گردند و آنان را کوچک شمارند. یازدهم این‌که دروغ و ناسزا افزونتر شود و راستی و درستی خوار شمرده شود. دوازدهم این‌که تابستان از زمستان بازشناخته نشود. سیزدهم این‌که مهر و دوستی و آشتی به کینه و دشمنی و ستیزگی برگردد و مردم در پی نابودی یکدیگر باشند. چهاردهم این‌که آنانی که در آن زمان زاینده شوند ناپاک‌تر و ستمکارتر باشند و مرگشان زودتر فرارسد. پانزدهم این‌که بزرگان را ارجمند ندارند و با محترمین بی‌شرم باشند و میل به دروغ و فتوای دروغ نمایند. شانزدهم این‌که دریاچه‌ای هست در سیستان که طغیان کند و شهرستان را آب ببرد و همه‌جای سیستان پر از آب باشد.»[۵]

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 10 آبان 1400 ساعت 06:29
0 نظر

ماشیح-4

تاریخ ظهور ماشیح

تاریخ واقعی آمدن ماشیح، رازی است که از بشر خاکی پوشیده مانده است. در کتاب یشعیای نبی چنین آمده است:

«من خد.ایی هستم که ( نجات را) در زمان خودش، تسریع خواهم کرد»

در این پاسوق (آیة تورات)، دو مفهومِ در ظاهر متضاد بیان شده است:

1- در زمان خودش : این زمان موعود بدون قید و شرط است؛ یعنی این وقت از ابتدای آفرینش تعیین گشته و ربطی به لیاقت و شایستگی مردم هر دوره نخواهد داشت.

2- آن را تسریع خواهم کرد: یعنی نجات نهایی و ظهور ماشیح ممکن است که زودتر از زمان تعیین شدة فوق، واقع شود.

در تلمود، این قضیه چنین تعبیر شده است که اگر مردم هر دوره از خود آمادگی و شایستگی لازم را نشان دهند، ظهور ماشیح تسریع شده و در زمان آنها واقع خواهد شد و در غیر آن، در وقت مناسبی که از ابتدای آفرینش در نظر گرفته شده است، او به هر حال خواهد آمد.

در مزامیر داوود چنین آمده است: «امروز (خواهد آمد)، اگر به ندای او گوش دهید»

تسریع در ظهور ماشیح:

علمای یهود، برای تسریع ظهور ماشیح و نجات نهایی، انجام دادن فرمانهای دینی ویژهای را به این شرح توصیه کردهاند:

1- تِشووا (توبه)

طبق عقیدة یشعیای نبی، صبح آزادی و نجات در حضور خد.اوند دمیده شده و ماشیح آمادة ظهور است، و در پاسخ این سؤال که او چه وقت میآید، خد.اوند میفرماید: هر گاه او را طلب کنید! و آن چیست که مانع نجات میشود؟ نبودن توبه و تشووا ! پس «بازگشته و بیایید».

بنابراین، بهترین و سادهترین روش برای آمدن ماشیح، پشیمانی ساده و خالصانه، تأثر به سبب خلافهای گذشته و تصمیمی قاطع برای بهبود در رفتار آینده است که این، توبهای کامل به شمار میآید.

2- شبات (مراسم روز مقدس شنبه)

در تلمود آمده است که یکی از راههای تسریع ظهور ماشیح، رعایت دقیق و کامل قوانین روز شنبه (تعطیل و عبادت آن روز) است. زیرا رعایت آن، یکی از نشانههای ایمان یک فرد یهودی به احکام تورا است.

3- مطالعه تورا و علوم دینی

جملة معروفی در تلمود به این مضمون ذکر شده است:

«مطالعه و فراگیری تورا و شریعت ا.لهی، همارزش اجرای تمام فرایض دینی است»

به همین دلیل است که اهمیت دادن افراد به علوم ا.لهی و اختصاص اوقات روزانه و هفتگی به فراگیری آن، موجبات تسریع ظهور را فراهم میسازد.

4- صِداقا (صدقه)

گفته شده است که ترحم انسانها بر فقرا و مستمندان، به طور متقابل، موجب برانگیخته شدن ترحم آسمانی (از جانب خد.اوند) شده و در نتیجه، آمدن ماشیح و فرارسیدن ایام نجات تسریع میشود.

5- اتحاد و دوستی افراد جامعه

در تلمود آمده است که در زمان آبادی معبد دوم بتهمیقداش، با آنکه مردم تشریفات و مراسم مذهبی را در حد کمال اجرا میکردند، نفاق و دشمنیِ بیجهت و بیاساس بین آنها، باعث ویرانی معبد و پراکندگی و بروز مصیبت برای آنان شد که رفع این مسأله، موجب فرا رسیدن نجات و سعادت نهایی میشود. حضرت یعقوب پیش از درگذشت خود به فرزندانش چنین گفت: «جمع شوید تا آنچه در آخر ایام برای شما اتفاق خواهد افتاد، به آگاهی شما برسانم، جمع شوید و بشنوید...»

او ضمن بر حذر داشتن فرزندان خود از هرگونه اختلاف و دودستگی، این پیام را اعلام کرد:

«گر چه معلوم نیست که روز نهاییِ قضاوت ا.لهی چه موقع خواهد بود، ولی من به شما میگویم که هرگاه شما گرد هم آمده و با هم متحد و یکدل شوید، نجات خواهید یافت».

پا نویس:

2-برشیت فصل 49 آیه 10

4- زخریا - فصل 13 - آیه 2

5- یشعیا - فصل 11- آیه 9

6- یرمیا- فصل 31 آیات 33و 34

8- یشعیا - فصل 2 -آیه 4 میخا - فصل 4 - آیه 3

9- ربی مشه سوفِر

10 - یشعیا- فصل 60 0 آیه 22

12 - زمان تعیین شده

14- تهیلیم- فصل 95 - آیه 7

16 برشیت - فصل 49 - آیات 1 و 2

17- گئولا و نجات نهایی، رابطه ای مستقیم و نزدیک با الیاهو هناوی ( حضرت الیاس) داشته و ذکر آن، یاآور نقش وی در این مورد است. الیاهو یکی از انبیای بنی اسرائیل است که بنا بر عقیده یهود، به نام پیشرو ماشیح و نوید دهنده ی گئولا پیش از ماشیح ظهور می کند.

حسام الدین شفیعیان دوشنبه 10 آبان 1400 ساعت 06:19
0 نظر

ماشیح-3

ماهیت ماشیح

1- ماشیح: بشر خاکی

طبق آنچه در متون مذهبی یهود آمده است، موضوع ماشیح و گئولا (نجاتنهایی) از جمله اهداف اولیه آفرینش جهان است که آن اشارهای به موضوع ماشیح و روح اوست. اما از نظر فیزیکی و جسمانی، «ماشیح، انسانی است خاکی از اولاد بشر که به گونه عادی متولد شده است». اصل و نسب او به حضرات داوود و سلیمان میرسد. از دیگر نشانههای وی این است که صداقت و پارسایی او از آغاز تولد به بعد، مدام در حال افزایش بوده و به سبب فضیلت و اعمال شایسته خود، به عالیترین و والاترین درجات تکامل روحانی دست خواهد یافت.

2- ماشیح در هر دوره

امکان آمدن ماشیح در هر دوره وجود دارد؛ اما نه به این معنی که او در وقت مناسب برای ظهور از آسمانها پایین آمده و در زمین ظاهر خواهد شد. بلکه او همیشه روی زمین است، بشری خاکی با پایه و مقام بسیار مقدس و روحانی (صدیق) که در هر دوره وجود داشته و حاضر و ناظر است. «در هر دوره، فرزندی از خاندان یهودا به دنیا میآید که برای مقام ماشیح، برازنده است». روزی که زمان گئولا (نجات نهایی) فرا رسد، نشامای (روح) مخصوص و از قبل آمادة ماشیح، پایین آمده و به آن فردِ «صدیق» اهدا خواهد شد.

یکی از علمای یهود9 این موضوع را چنین توضیح مدهد:

«مُشه (حضرت موسی) منجی اول بنیاسرائیل به هشتاد سالگی رسید و هنوز از اینکه بنیاسرائیل را نجات خواهد داد، آگاهی نداشت و آن را احساس نمیکرد. حتی هنگامیکه خد.اوند به او گفت: « بیا و من تو را به نزد فرعون میفرستم...»، او در ابتدا از این امر سرباز زد و حاضر به قبول این مأموریت نشد. دربارة شائول (اولین حاکم بنیاسرائیل) نیز مشاهده شد که روح مقدسی را که قبلاً در وجود خود اصلا احساس نکرده بود، پس از اینکه به نام پادشاه، او را مسح کردند، بر او واقع شد. همین قضیه دربارة منجی نهایی (ماشیح) نیز صدق میکند.

3- شخصیت و صفات خاص ماشیح

«روح خد.اوند بر او خواهد آمد، روح عقل و فهم، روح تدبیر و توانایی، روح دانش و ترس ا.لهی. و او با ترس ا.لهی الهام میگیرد، با دید چشمانش قضاوت نخواهد کرد و با شنیدة گوشهایش فتوا نخواهد داد. تهیدستان را با عدالت داوری کرده و برای افتادگان زمین، با تساوی حقوق تصمیم خواهد گرفت، و (ظالمان) زمین را با عصای (سخن) دهان خود میکوبد و شریران را با نَفَسِ (نسیم) لبهای خود از بین خواهد برد».

برابر عقیدة هارامبام (موسی بن میمون):

«عقل و دانش وی از حضرت سلیمان نیز بیشتر خواهد بود. او از پدران قوم یهود (ابراهیم، اسحق و یعقوب) و نیز از همة انبیای بنیاسرائیل که پس از حضرت موسی برانگیخته شدند، از نظر درجه نبوت بلندمرتبهتر خواهد بود.


حسام الدین شفیعیان دوشنبه 10 آبان 1400 ساعت 06:15
0 نظر
  • 1947
  • 1
  • ...
  • 73
  • 74
  • صفحه 75
  • 76
  • 77
  • ...
  • 390