حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

از مهمترین اقدامات داوید

از مهمترین اقدامات داوید، تبدیل اتحاد ضعیف اسباط یهودی به جای مانده از دوران قدیم ، به یک سیستم یکپارچه سیاسی و ملی بود.
او سرزمین مقدس را به 12 منطقه سیاسی- اداری که لزوماً منطبق بر تقسیمات قبیله ای نبود، تقسیم کرد. او همچنین دادگاه دولتی و مدیریت مالی شهرها، ارتش و امور دینی را تشکیل داد. و یک سیستم جمع آوری مالیات را بنا نهاد . داوید ، صندوق عهد را به اورشلیم منتقل کرد (شموئل 2 فصل 3) او مقدمات ساخت معبد بیت المقدس را آماده کرد و حتی شرایط انجام مراسم آن را نیز تدارک دید و کاهن بزرگ (کهن گادول) ر برای نظارت بر کار سایر کاهنین و لاویان منصوب کرد.
"صادوق " و "احی ملخ" از کاهنان اعظم بودند . تا آن زمان لوی ها که در تمام سرزمین متفرق بودند در خدمت اجرای آیین دینی بودند.
داوید، اولین بار پس از دوران رهبری حضرت موسی، به سرشماری رسمی قوم به منظور محاسبات تامین سرباز و اخذ مالیات پرداخت.
کتاب مقدس بیش از سایر پادشاهان بنی اسرائیل ، به شرح و تفصیل زندگی حضرت داوید از زوایای مختلف پرداخته است . داوید از یک سود به عنوان حاکم مقتدر- که گاه دچار ضعف نیز می شود یک سیاستمدار، سردار جنگی و یک مدیر موفق مطرح میشود و از سوی دیگر به عنوان سمبل یک عشق و ایمان مذهبی که در صورتهای مختلف زندگی، از شاعر و سراینده دعاها گرفته تا یک رهبر و قاضی، نمایانگر می شود.

حضرت داود و زن نیازمند

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود : خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند سپس فرمود : مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟

زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم ریسندگى مى کنم ، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم

و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم

ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .


هنوز سخن زن تمام نشده بود که … در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد

ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند : این پولها را به مستحقش بدهید.


حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟

عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم

ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم

و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار بپردازیم

و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟

سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.

همنشینی بانوی صبور با حضرت داوود (ع) در بهشت

روزی خداوند به حضرت داوود (ع) وحی کرد: «نزد خُلاده دختر اُوس برو و او را به بهشت مژده بده و به او بگو همنشین تو در بهشت خواهد بود.»


حضرت داوود (ع) به این دستور عمل کرد و به در خانه خُلاده رفت و دَر را کوبید. و خُلاده پشت در آمد. همین که در را باز کرد چشمش به حضرت داوود نبی (ع) افتاد عرض کرد: «آیا از سوی خدا درباره من نازل شده است که برای ابلاغ خبر آن به این جا آمده‌ای؟»

حضرت داوود (ع): آری خدا به من وحی کرد و فرمود: تو در بهشت همنشین من هستی.

خُلاده: گویا من را اشتباه گرفته‌ای او من نیستم، شاید همنام من است.

حضرت داوود (ع): خیر او قطعا تو هستی.

خُلاده:‌ ای پیامبر خدا به تو دروغ نمی‌گویم، سوگند به خدا که چنین لیاقتی یافته باشم و همنشین تو در بهشت قرار بگیرم.

حضرت داوود (ع): از امور باطنی خود اندکی با من صحبت کن تا بدانم چگونه است.

خلاده: من یک حالتی دارم که دردی بر من وارد شود و هر زیان و گرسنگی بر من برسد بر آن صبر می‌کنم و از خدا رفع آن را نمی‌خواهم تا خودش برطرف سازد و جای آن درد‌ها و زیان‌ها عوضی از خدا نمی‌خواهم بلکه شکر و سپاس آن را به جا می‌آورم.

حضرت داوود (ع) راز مطلب را دریافت و به او فرمود: «فَبهذا بلغت ما بلغت» تو به خاطر همین خصلت‌ها به آن مقام رسیده‌ای

مزمور سی و چهارم

مزمور سی و چهارم

1.                 مزمور داوید وقتی که منش خود را به‌حضور اَبیمِلِک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت

2.                 خد.اوند را در هر وقت متبارک خواهم گفت، تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود

3.                 جان من بخاطر خد.اوند فخر خواهد کرد، مسکینان شنیده شادی خواهند نمود

4.                 خد.اوند را با من تکبیر نمایید، نام او را با یکدیگر برافرازیم

5.                 چون خد.اوند را طلبیدم من را مستجاب فرمود، و من را از جمیع ترس‌هایم خلاصی بخشید

6.                 به سوی او نظر کردند و منور گردیدند، و رویهای ایشان خجل نشد

7.                 این مسکین فریاد کرد و خد.اوند او را شنید، و او را از تمامی تنگی‌هایش رهایی بخشید

8.                 فرشتة خد.اوند گرداگرد ترسندگان او است، اُردو زده ایشان را می‌رهاند

9.                 تشخیص دهید و ببینید که خد.اوند نیکو است، خوشا به حال شخصی که بدو توکل می‌دارد

10.            ای مقدسان خد.اوند از او بترسید، زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست

11.            شیر‌بچگان بینوا شده، گرسنگی می‌کشند، و اما طالبان خد.اوند را از هیچ چیز نیکو کمی نخواهد بود

12.            ای فرزندان بیایید من را بشنوید، تا ترس خد.اوند را به شما تعلیم دهم

13.            کیست آن شخصی که آرزومند حیات است، و طول ایام را دوست می‌دارد تا نیکویی را ببیند

14.            زبانت را از بدی نگاه‌دار، و لب‌هایت را از سخنان حیله‌آمیز

15.            از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن، صلح را طلب نما و در پی آن بکوش

16.            نظر خد.اوند بسوی صالحان است، و توجه وی به سوی فریاد ایشان

17.            روی خد.اوند به سوی بدکاران است، تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد

18.            چون (صالحان) فریاد برآوردند خد.اوند ایشان را شنید، و ایشان را از همة تنگی‌های ایشان رهایی بخشید

19.            خد.اوند نزدیک شکسته دلان است، روح کوفتگان را نجات خواهد داد

20.            بدیهایی (که بر) مرد صالح (حادث می‌شود) بسیار است، اما خد.اوند او را از همة آنها خواهد رهانید

21.            همة استخوان‌های ایشان را نگاه می‌دارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد

22.            شریر را شرارت هلاک خواهد کرد، و از دشمنان مرد صالح مواخذه خواهد شد

23.            خد.اوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد، و از آنانی که بر وی توکل دارند مواخذه نخواهد شد

مزمور سی و هفتم

مزمور سی و هفتم

1.                 مزمور داوید، به سبب شریران خویشتن را مشوش مساز، و بر فتنه‌انگیزان حسد مبر

2.                 زیرا که مثل علف به زودی بریده می‌شوند، و مثل سبزه پژمرده خواهند شد

3.                 بر خد.اوند توکل نما و نیکویی بکن، در زمین ساکن باش و از امانت پرورده شو

4.                 و از خد.اوند تمتع ببر، پس مسئلت دل تو را به تو خواهد داد

5.                 طریق خود را به خد.اوند بسپار، و بر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد

6.                 و عدالت تو را مثل نور بیرون خواهد آورد، و انصاف تو را مانند ظُهر

7.                 نزد خد.اوند خاموش شو و منتظر او بمان، و از (مشاهده) شخص به‌ظاهر موفق و مرد حیله‌گر (که موفق است) خود را مشَوش مساز

8.                 از غضب برکنار شو و خشم را ترک کن، خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد

9.                 زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خد.اوند وارث زمین خواهند بود

10.            هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، او را جستجو خواهی کرد و نخواهد بود

11.            و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی خوشنود خواهند گردید

12.            شریر بر مرد عادل تعرض می‌کند، و دندان‌های خود را بر او می‌افشرد

13.            خد.اوند بر او خواهد خندید، زیرا می‌بیند که روز او می‌آید

14.            شریران شمشیر را برهنه کرده و کمان را کشیده‌اند، تا مسکین و فقیر را بیندازند، و راست روان را مقتول سازند

15.            شمشیر ایشان به دل خود ایشان فرو خواهد رفت، کمانهای ایشان شکسته خواهد شد

16.            نعمتِ اندکِ یک مرد صالح بهتر است، از اندوخته‌های شریران کثیر

17.            زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد، و اما صالحان را خد.اوند تأیید می‌کند

18.            خد.اوند روزهای کاملان را می‌داند، و میراث ایشان خواهد بود تا به ابد

19.            در زمان بلا خجل نخواهند شد، و در ایام قحط سیر خواهند بود

20.            زیرا شریران هلاک می‌شوند، و دشمنان خد.اوند مثل خرمی مرتع‌ها فانی خواهند شد، آری مثل دود فانی خواهند گردید

21.            شریر قرض می‌گیرد و وفا نمی‌کند، و اما صالح رحیم و بخشنده است

22.            زیرا آنانی که از وی برکت یابند وارث زمین گردند، و اما آنانی که لعنت شده‌اند منقطع خواهند شد

23.            خد.اوند قدم‌های انسان را مستحکم می‌سازد، و به طریق او رغبت دارد

24.            اگرچه بیفتد افکنده نخواهد شد، زیرا خد.اوند دستش را می‌گیرد

25.            من جوان بودم و حالا پیر هستم، و مرد صالح را هرگز متروک ندیده‌ام، و نه نسلش را که گدای نان بشوند

26.            تمامی ایام مهربان است و قرض دهنده، و ذریّت او مبارک خواهند بود

27.            از بدی بر کنار شو و نیکویی بکن، پس (در آرامش) ساکن خواهی بود تا ابد

28.            زیرا خد.اوند انصاف را دوست می‌دارد و متقیان خود را ترک نخواهد فرمود، ایشان محفوظ خواهندبود تا ابد، و اما نسل شریر منقطع خواهد شد

29.            صالحان وارث زمین خواهند بود، و در آن تا ابد سکونت خواهند نمود

30.            دهان صالح حکمت را بیان می‌کند، و زبان او انصاف را ذکر می‌نماید

31.            شریعت خد.ای وی در دل اوست، پس قدم‌هایش نخواهد لغزید

32.            شریر برای صالح کمین می‌کند، و قصد قتل وی می‌کند

33.            خد.اوند او را در دستش ترک نخواهد کرد، و چون به داوری آید او را (در مقابل شریر) محکوم نخواهد کرد

34.            منتظر خد.اوند باش و طریق او را نگاه‌دار، تا تو را به وراثت زمین برافرازد، چون شریران متقطع شوند آن را خواهی دید

35.            شریر را دیدم که ظلم پیشه بود، و مثل درخت بومی سبز (ریشه) خود را به هر سو می‌کشید

36.            اما گذشت و اینک نیست گردید، و او را جستجو کردم و یافت نشد

37.            مرد کامل را ملاحظه کن و مرد راست را ببین، زیرا که عاقبت آن مرد سلامتی است

38.            اما خطاکاران همه هلاک خواهند گردید، و عاقبت شریران منقطع خواهد شد

39.            و نجات صالحان از خد.اوند است، و در وقت تنگی او قلعة ایشان خواهد بود

40.            و خد.اوند ایشان را یاری کرده، نجات خواهد داد، ایشان را از شریران خلاص کرده خواهد رهانید، زیرا بر او توکل دارند