حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور شانزدهم

مزمور شانزدهم

1.                 میختام داوید، ای خد.ا مرا حفاظت فرما، زیرا بر تو توکل می‌دارم

2.                 خد.اوند را گفتی تو خد.اوند من هستی، نیکوئی من نیست غیر از تو

3.                 و اما مقدسانی که در زمین‌اند و دلیران (مؤمن)، تمامی اشتیاق من به ایشان است

4.                 دردهای آنانی که در پی (خد.ای)دیگر می‌شتابند بسیار خواهد شد، هدایای ایشان را که خونی است نخواهم ریخت، و نام ایشان را به زبانم نخواهم آورد

5.                 خد.اوند نصیب قسمت و پیمانة من است، تو قرعة مرا نگاه می‌داری

6.                 خطه‌های من بجای‌های خوش افتاد، میراث زیبایی بمن رسیده است

7.                 خد.اوند را که مرا نصیحت نمود متبارک می‌خوانم، شبانگاه نیز (افکار) قلبم مرا تنبیه می‌کنند

8.                 خد.اوند را همیشه پیش روی خود می‌دارم، چون که به دست راست من است تردید نخواهم کرد

9.                 از این رو دلم شادی می‌کند و جلالم به وجد می‌آید، جسمم نیز در اطمینان ساکن خواهد شد

10.            زیرا جانم را در عالم اموات رها نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را ببیند

11.            طریق حیات را به من خواهی آموخت، به حضور تو کمال خوشی است و به یمین تو لذت‌ها تا ابد

مزمور پانزدهم

مزمور پانزدهم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند کیست که در خیمة تو منزل کند، و کیست که در کوه مقدس تو ساکن گردد

2.                 آنکه بی‌عیب سالک باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راست‌گو باشد

3.                 کسی که به زبان خود غیبت ننماید، و به دوست خود بدی نکند و دربارة نزدیکان خویش بدگویی را قبول ننماید

4.                 که در نظر خود حقیر و خوار است، و آنانی را که از خد.اوند می‌ترسند دوست می‌دارد، و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد

5.                 نقرة خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی‌گناه نمی‌گیرد، آن که این را به جا آوَرَد، تا به ابد لغزش نخواهد خورد

مزمور یازدهم

مزمور یازدهم

1.                 برای سالار مغنیان، مزمور داوید بر خد.اوند توکل می دارم چرا به جانم می‌گویید، مثل مرغ به کوه خود بگریزید

2.                 زیرا اینک شریران کمان را می‌کشند و تیر را بزه نهاده‌اند، تا بر راست دلان در تاریکی بیندازند

3.                 زیرا که ارکان منهدم می‌شوند، و مرد عادل چه کند

4.                 خد.اوند در محراب قدس خود است و کرسی خد.اوند در آسمان، چشمان او می‌نگرد پلک‌های وی بنی‌آدم را می‌آزماید

5.                 خد.اوند مرد عادل را امتحان می کند، و اما از شریر و دوستدار ظلم ذات او نفرت می‌دارد

6.                 بر شریر دامها و آتش و کبریت خواهد بارانید، و باد مسموم حصة پیاله ایشان خواهد بود

7.                 زیرا خد.اوند عادل است و عدالت را دوست می‌دارد، و راستان روی او را خواهند دید

مزمور دهم

1.                 ای خد.اوند چرا دور ایستاده‌ای، و خود را در وقت‌های تنگی پنهان می‌کنی

2.                 از تکبر شریران فقیر تعقیب می‌شود، در مشورت‌هایی که اندیشیده‌اند گرفتار می شود

3.                 زیرا که شریر به شهوات نفس خود فخر می کند، و آنکه می‌رباید (عمل خود را) می‌ستاید و خد.اوند را اهانت می‌کند

4.                 شریر در غرور خود می‌گوید بازخواست نخواهد کرد، همة فکرهای او اینست که خد.ایی نیست

5.                 راههای او همیشه موفق‌اند، احکام تو برای او بلند و بعید است، همة دشمنان خود را به هیچ می‌شمارد

6.                 در دل خود گفته است هرگز لغزش نخواهم خورد، و هرگز بدی را نخواهم دید

7.                 دهان او از لعنت و مکر و ظلم پر است، زیر زبانش مشقت و گناه است

8.                 در کمین‌های دِهات می‌نشیند، در جای‌های مخفی بی‌گناه را می‌کشد، چشمانش برای مسکینان مراقب است

9.                 در جای مخفی مثل شیر در بیشة خود کمین می‌کند، به جهت گرفتن مسکین کمین می‌کند، فقیر را به دام خود کشیده گرفتار می‌سازد

10.            پس کوفته و خمیده می‌شود، و مساکین در زیر (دست و پای) زورآور او می‌افتند

11.            در دل خود گفت خد.ا را فراموش کرده است، روی خود را پوشانیده و هرگز نخواهد دید

12.            ای خد.اوند قیام کن ای خد.ا دست خود را برافراز، و مسکینان را فراموش مکن

13.            چرا شریر خد.ا را اهانت کرده در دل خود می‌گوید، تو بازخواست نخواهی کرد

14.            البته دیده‌ای، زیرا که تو بر جفا و قهر (شریر) می‌نگری، تا به دست خود مکافات برسانی، مسکین امر خویش را به تو تسلیم کرده است، مددکار یتیمان تو هستی

15.            بازوی گناهکار را بشکن، و اما شریر را از شرارت او بازخواست کن تا (دیگر ظلم را) نیابی

16.            خد.اوند پادشاه است تا به ابد، امت‌های (کافر) از زمین او هلاک خواهند شد

17.            او خد.اوند مسئلت مسکینان را اجابت کرده‌ای، دل ایشان را استوار نموده‌ای و به ایشان گوش فرا می‌دهی

18.            تا یتیمان و کوفته‌شدگان را دادرسی کنی، انسانی که از زمین است هرگز نترسانند

مزمور هشتم

مزمور هشتم

1.                 برای سالار مغنیان بر گیتیت، مزمور داوید

2.                 ای خد.اوند خد.ای ما چه بلند مرتبه است نام تو در تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمان‌ها گذارده‌ای

3.                 از دهان کودکان و شیرخوارگان، بسبب (تنبیه) خصمانت قوت را بنا نهادی، تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی

4.                 چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشت‌های توست، و به ماه و ستارگانی که تو آراستی

5.                 پس انسان چیست که او را به یاد آوردی، و بنی‌آدم که از او تفقد نمایی

6.                 او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی، و تاج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی

7.                 او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی، و همه چیز را زیر پای وی نهادی

8.                 گوسفندان و گاوان جمیعا، و بهایم صحرا را نیز

9.                 مرغان هوا و ماهیان دریا را، و هر چه بر راه‌های آب‌ها سِیر می‌کند

10.            ای خد.اوند، خد.ای ما، چه بلند مرتبه است نام تو در تمامی زمین

داستان شماره 1 قطار